کودکان؛ آی عاصيان، تلخکامکان
بی بهره گان از خانمان؛آی طفلکان
شاید فردا بسیار بخوانيد ، يابشنوید
از همگان؛ در همه جا؛ در هر زمان
در کوی و برزن؛ در همه شهر و دیار این جهان،
در دیر، در مسجد، در آتشگهان؛
در قصه؛ درشعر در رمان:
« قصه ی ما و سادگی؛ دانائی و پرمایگی
حماسه ی آزادگی؛ غمخوارگی؛ دلدادگی
یا وحدت و برادری؛ برابریِ بشری!»
هیهات، که ین همه افسانه است؛
گوش نسپرید؛ دل به افسون افسانه ندهید.
ما رهروانِ صد کوره راه بودیم؛
چراغ فکر هامان خاموش؛
و گام های کورکورانه مان، هریک
در کوره راه خویش، کوتاه.
ما پیامبران وحشت، و خدایان توحش بودیم
ما زمینِ پاک آلودیم؛
و چه زود، دمِ آسودگیِ از زمان هم، بگرفتیم
با ما زمین، لبریز از مردارهامان شد؛
و زمان، سرشار از فریب روءیاهامان.
ما دروغ گفتیم، با خویشتن و با مردم
ما فریب دادیم، ما فریب خوردیم
با فریب زادیم، با فریب مردیم
با فریب بودیم، با فریب هستیم.
ما همه باخته ایم،
در گفتن و کردارمان؛ ما کشته ایم انسان را،
اندیشه های پاک دیگران را، بی منطق
و بر آن، فلسفه های دگری ساخته ایم.
هیچ میدانید؟
ما چه کرده ایم با یاس سپید؟
تا که روئید گلی،داسی آوردیم پدید
تا نهالی در چمنزاری قد کشید،
دست خونریز تبرهامان از راه رسید.
کودکان؛ آی عاصيان، تلخکامکان
بی بهره گان از خانمان؛آی طفلکان
چو آمد فرداها؛ هیچ نترسید
وبپرسید از پدرهاتان،
حاصل جورِ ابنای بشری چیست؟
این همه بیراهه و چندگانگی چراست؟
آی کودکان .....
با همه آلامی که ما نیاهاتان،
آوردیم پدید؛
گر چه من دارم تردید، ولی باز
مگر شما؛
فقط شما؛
محشر کنيد
مگر شما دست در کار دیگر کنید
مگر شما خلق دنیای نو میسرکنید:
« با وحدت و یگانگی
با سادگی، ساده دلی
با فلسفه، با دانش و افتادگی
با هلهله، با شادی ودلدادگی»
آذر ۸۸
برچسب: کودکان بیش فعال,کودکان کار,کودکان زیبا,کودکان استثنایی,کودکان بی سرپرست,کودکان سرطانی,کودکان خیابانی,کودکان غزه,کودکانه ها,کودکان پرخاشگر,
نویسنده: سپیده اکبریپور